به زودی...!
متاسفانه به دلیل مشکلاتی که این چند ماه داشتیم نمی تونستیم وب لاگ رو به روز کنیم. ولی به زودی ادامه فعالیت هامون رو آغاز خواهیم کرد.
نوید و هانی
قاصدک من
متاسفانه به دلیل مشکلاتی که این چند ماه داشتیم نمی تونستیم وب لاگ رو به روز کنیم. ولی به زودی ادامه فعالیت هامون رو آغاز خواهیم کرد.
نوید و هانی
که یکم اون ور تر می تپه برای تو......
یادت باشه فقط تو بودی که تونستی وارد قلبم بشی بدون اینکه قفلشو بشکنی...
یادت باشه من شب ها حتی تو رویا هام با تو حرف میزنم تویی که یادت و خیالت هم آرامش بخشه...
هیچ میدونی موقعی که یکم ازم دور میشی چقدر غصه دار میشم اون وقته که چشمم دنبال
چشای قشنگت میگرده که با هر نگاه کلی انرژی ازشون دریافت میکنم.. دستام دنبال دست های
مهربونت میگرده تا بدونه هستی...همیشه میمونی...خودت میدونی که این واژه ها نمیتونن
اون چیزی رو که تو عمق وجودمه ابراز کنن..وقتی میخوام از تو بنویسم نه تنها واژه ها در مقابلت
کم میارن حتی به احترام حضور سبزت در مقابلت سر تعظیم فرود میارند...
هانی
می میرم
می میرم برات
نمی دونستی می میرم بی تو ، بدون چشات
رفتی از برم
نمی دونستی که دلم وصل به ساز صدات
آرزومه که نمی دونستی که من می میرم برات
می میرم برات
عاشقم هنوز
نمی خوام که بمونی ، بسوزی به ساز دلم
گفتی من میرم
نمی تونستی بری به فرداها گل خوشگلم
برو راهی نیست تا فرداها ، یار خوشگلم
بمون با دلم
سفرت به خیر
اگه میری از اینجا ، تک و تنها به یه شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
به یه دنیا نور
سفرت به خیر
برو گر شکستی ز من بتونی ، دوباره بساز
با دلی شکسته و نا امید ، تو بازم بساز
تو بازم بساز
نمی خوام بیای
نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمی خوام ازت
نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تو حروم بشی
برو تا تو بزرگی که میخوام فقط آرزوم بشی
آرزوم بشی...!
نوید...!
*******
سلام دوستای عزیز.
اولا تشکر می کنیم از همه شما که در این مدت ما رو مورد لطفتون قرار دادید.
دوماْ این شعر و آهنگ خیلی خیلی خیلی ( نهایت نداره...! ) قشنگ رو تقدیم می کنم به هانی عزیزم.
( حتماْ گوش کنید! )
سوماْ همین طور که مشاهده می کنید یه سری تغییرات در قالب وب لاگ ایجاد شده و ما تصمیم گرفتیم
گستره محتوای وب لاگ رو گسترش بدیم و بهترش کنیم ( به زودی بقیشو خواهید دید! )
( تغییرات شامل : فلش بالای وب لاگ . موزیک وب لاگ که به صورت هفتگی خواهد بود . بخش درباره نوید و هانی و ...! )
با تشکر از همه شما عزیزان
وسط یه بیابون خشک و گرم یک گل سرخ زندگی میکرد که از تنهایی و گرما دیگه کم کم داشت پژمرده میشد و از بین میرفت .
تا اینکه روزی رهگذری که داشته از اونجا رد میشده چشمش به گل سرخ میفته و کمی بهش آب میده ، دیگه از اون روز به بعد رهگذر برای گل سرخ آب میبرد و کمی کنارش می نشست ، روزی گل سرخ به رهگذر میگه تو که اینقدر من رو دوست داری خوب منو پیش خودت ببر که همیشه کنار همدیگه باشیم.
رهگذر کمی فکر میکنه و میگه : نمی تونم تو رو ببرم اونجایی که زندگی میکنم ، آخه اونجا جایی برای رشد تو نیست .
گل سرخ خیلی غمگین میشه و ....
رهگذر به گل سرخ میگه : ناراحت نباش ، هر روز میام پیشت میشینم و تا اونجا که میتونم نمی زارم تنها باشی .
از اون روز خیلی گذشته و رهگذر و گل سرخ هر روز بیشتر به همدیگه نزدیک میشن ...
تا جایی که اگه گل سرخ یک روز رهگذر رو نبینه ... گلبرگاش میریزه و خودش هم پژمرده میشه
هانی
بگو این دفعه جدایی تا کی
بگو این اشک تنهایی تا کی
عشق من نرفتی از یاد من
ذره ذره جون سپردن تا کی
دور از تو آهسته مردن تا کی
عشق من تو بشنو فریاد من
فریاد از عشقت فریاد
بر لبم تا ابد اسم توست
اسیر عشقم ، که سرنوشتم ، طلسم توست
فریاد از عشقت فریاد
اشکای من به یاد عشق توست
هر شب و هر روز ، چشم عاشق ، به یاد توست
رفتی و چه فایده از گریه
ابر غم نشسته تو چشمام ، میشه بارون
نیستی و باورم نمیشه ، رفتی آسون
رفتی و چه فایده از گریه ، دل من تنگه همیشه
شکستی قلبم رو ، مثل شیشه...!
نوید...!
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد اشنه دیوانه است
میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد از عذاب دیدنم ازاد باش
گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی ارزو دارم ولی عاشق شوی
ارزو دارم بفــــهـــــمی درد را تلخی برخورد های سرد را....
هانی
عشق زیباست
معلم دفتر خاطراتم را دید و
گفت:
این هم یک رویا است
گفتم:
ای معلم از بهر چه این را میگویی؟
گفت:
در استان عشق عاشق همیشه تنهاس
گفتم:
پس چرا داستان لیلی و مجنون بر سر زبان هاست
گفت:
این را که گویی فقط در افسانه هاس.......
هانی
فصل سبز آرزوها
فصلی است که از تو دارم
با تو ای همیشه آبی
طرح لبخند بهارم
من به آواز تو شادم
ای ترانه ساز فردا
ای که دستت پیک صبح امید
جون می گیره با تو شعر خورشید
تا دنیا ، دنیاست
زندگی زیباست
ای که دستامو گرفتی
بردی تا آبی ترین ها
بخون ای صدای دریا
من به آواز تو شادم
ای ترانه ساز فردا
ای پرنده ، ای شکوه پرواز
شعر سبزم با تو میشه آغاز...!
نوید...!
یه جایی
تمام رویاهاش لبخند توست
و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه زندگی واقعا با ارزشه
پس هر گاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش
که یه نفر
یه جایی
در حال فکر کردن به توست
هانی
نواي يگانه من تو اي هميشه بهار لب به گفت وگو بگشاي چرا زبان نگاه من را
نميفهمي؟مگر نگاه پر از اشك من سخن گو نيست.مگر جان تو از عاشقي هياهو نيست؟
چه روزها كه نديدم تو را و در دل من غم جداي و انديه وصال تو بود. به شام خلوت من در
فضاي تنهايي چه ماه ها كه نبودي تو و خيال تو بود سخن ز هجر تو در گوشه اسمان گفتم.
به جاي اشكم گل ستاره چكيد ز دوري تو .سخن با ستارگان گغتم هزارسوزه به جان ستارگان
افتاد صداي گريه من در خلوت شب چنان گشت كه مرغ اسمان از صدا افتاد .تو اي بهشت
خدا بيا به پاس دل مناز اين عشق مگذر كه ما طاقت جدايي نيست ز سر بگير بوسه اشنايي
را كه هيچ عطر به از عطر اشنايي نيست....
هاني
کلاف سر در گم زندگیمو ، میشکافم
به عشق تو اونو دوباره از نو ، می بافم
حتی اگه این خونه زندون بشه ، می خندم
زندگیم از دست تو داغون بشه ، می خندم
میگذره این دلخوریا ، میگذره
عمر تو و من به خدا ، میگذره
اون که به ویرونی این خونه زد ، من بودم
زلف پریشون تو رو شونه زد ، من بودم
به فکر من باش که کسی رو جز تو ، ندارم
حوصله این همه تنهایی رو ، ندارم
...!
نوید...!
همه رو به جون خریدم اما از تو نبریدم
هر جا بودم با تو بودم، هر جا رفتم او رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا ،همه جا به تو رسیدم
اگه احساسم و کشتی اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت به غریبه دل سپردی
بدون اینو که دل من شده جادو به طلسمت
یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت
هانی
عشق من
یادم کن ، گاهی
که به دل دارم آهی
تو که از دردم آگاهی
یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من
بدون که از عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
تا هستم
با یادت شادم
آخه دل بر تو دادم
دیگه از غمها آزادم
یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من
بدون که از عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
به انتظار دیدنت
به لحظه رسیدنت
دل داره پرپر می زنه
از سینه ام پر می زنه
ای چشمه حیات من
فرشته نجات من
شوق نفس های منی
همیشه رویای منی
یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من
بدون که از عشقت صادقم من
تو مست خویش و من مست عشقم
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
عشق تو درد
قلب من ، هدیه جاودانه است
برای زنده موندن
قشنگ ترین بهانه است
دوست داشتن تو مثل
عطر خوش بهار
با تو نفس کشیدن
پایان انتظاره...!
Download MusicVedio : سروش - شوق نفس
نوید...!
هانی
نوید...!
حتی اگر عاشق تو بودن اشتباه است
قلبم مرا مجبور میکند که اشتباه کنم
چون در وجود تو گم شده ام
و طاقت این را ندارم که در کنار تو نباشم
هر چه دارم فدا میکنم تا بتوانم تنها یک شب دیگر در کنار تو باشم
حاضرم جانم را به خطر بندازم
تا تو را در کنار خود حس کنم چون تحمل این را ندارم
که با خاطره اهنگمان زندگی کنم
هر چه دارم امشب فدای عشق تو میکنم
ایاتو میتوانی احساس مرا درک کنی؟
که در خیال به چشمان تو نگاه میکنم و میتوانم تو را در ذهنم به وضوح
روشن و رخشان ببینم
در حالی که تو بسیار از من دور هستی
مانند ستارهای در دور دستها که ارزویم را به ان میگویم.
هانی
اولش فكر نمي كردم كه دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشاي روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشته و ديدم دل من ديونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ي من با خبر شد
آخ كه چه لذتي داره ناز چشماتو كشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
مي دونم دوسم نداري مثل روزاي گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه كسي اینو نوشته
مي دونم فرقي نداره واست عاشق بودن من
مي دونم واست يكي شد بودن و نبودن من
اما روح من يه درياست پره از موج و تلاطم
ساحلش تويي و موجاش خنجراي حرف مردم
آخ كه چه لذتي داره ناز چشماتو كشيدن
رفتنه یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن...!
Download: محسن چاوشی - چشات
نوید...!
کاش مي شد پرنده بوديم
توی دست آسمون
تا براي هم مي ساختيم
از پرامون آشيون
من براي تو مي ساختم سقفي از بال و پرم
تو مي ذاشتي عاشقونه پرتو زير سرم
واي اگه پرنده بودیم
تو رو با خودم مي بردم
وقتي با تو مي پريدم
آسمون کم مياوردم
نمي ذاشتم شوق پرواز
تو دلامون بره از ياد
تو رو با خودم مي بردم
جايي که نباشه صياد
تو فقط بايد بموني
اي پناه آخر من
تا که پرپر نشه بي تو
همه بال و پر من
واي نگو اين فقط يه خوابه
من و تو پرنده نيستیم
وقتي هم ديگرو داريم
نگو ما پرنده نيستيم
ما ميتونيم از محبت
با هم آسمون بسازيم
حتي با دستاي خالي
با هم آشيون بسازيم
نوید...!
Download : کامران و هومن - منو ببخش
نوید...!
ما رو دیوونه و رسوا کردی حالیته ، ما را اواره صحرا کردی حالیته اخه مام واسه خودمون معقول
ادمی بودیم دست کم هر چی که بود ادم بی غمی بودیم ،سر وسامون داشتیم کس وکاری
داشتیم ای دیگه یادش به خیر ننمون جورابمون و وصله میکرد ما رو نفرین می کرد بابامون
با کمربند اجباری پاهامون محکم می بست ترکه های البالو را کف پامون می شکست ولی
باز یادش به خیر چون بازم هر چی که بود سر و سامونی بود حالیته،ننه ای بود که نفرین
کنه بعد نصفه شب پاشه لحاف را رو ادم بکشه که مبادا پسرش سینه پهلو کنه که مبادا
نور چشمش یه وقعی بچاد بابایی بود که گاه و بی گاه باهامون دعوا کنه ،پاهامون و
فلک کنه بعد صبح زود پا شه اشکهایی رو که رو صورتمون از شب قبل ماسیده پاک کنه
بابامون چند سال پیش عمرشو داد به شما،هر چی خاک اونه عمر تو باشه،مرد زحمت
کشی بود خدا رحمتش کنه،ننمون کور و زمین گیر شده ای دیگه پیر شده بیچاره قصه
ما پسرش که غم رسوایی ما کور و زمین گیرش کرد ولی راستش چی بگم تقصیر ما که
نبود هر چی بود زیر سر چشم تو بود ،یکباره تو را ما سبز شدی ما رو عاشق کردی
ما رو مجنون کردی ما رو داغون کردی حالا از ما گذشت ولی از این به بعد اگه شبی
نصفه شبی به کسونی مثل ما قلندر و مست و خراب تو کوچه بر خوردی اون چشما رو
هم بذار یا اقلآ دیگه این ریختی بهش نگاه نکن اخه من قربون اون هیکلت برم اگه
هر نگاه بخواد اینجوری اتیش بزنه تا حالا تمام دنیا باید سوخته باشه،حالیته!
هانی
همیشه احساسمو نسبت به اون برای خودم می نویسم! البته بعضی موقعها به زبون هم میارم!
تا اینکه...
یه روز گفت : چرا اینقدر رومانتیکی؟
گفتم : آخه می ترسم یادم بره! یادم بره که چقدر دوستت داشتم و دارم!
گفت : خوب چرا حرفهاتو به خودم نمی زنی؟
گفتم : آخه...! آخه...!
گفت : بگو دیگه! چرا؟
گفتم : شاید همه حرفها رو به زبون نشه آورد!
یه کم فکر کرد و گفت : مثلاً چه حرفایی؟
گفتم : دوستم داری؟!
گفت : خوب معلومه! یعنی تو نمیدونی که من دوستت دارم؟!
گفتم : خوب از کجا باید بدونم؟!
ناراحت شد و گفت : لوس! منو باش که این همه دوستت دارم!!!
گفتم : پس چرا به من نمیگی؟!
ناراحت شد و گفت من باید برم!
رفت...!
یاد یکی از نوشته هاش افتادم که نوشته بود:
< به نام او که تو را آفرید تا من عاشقت شوم >
آخرش هم نوشته بود:
< دوستدار تو : ...! >
نوید...!
نوید...!
Download : سعید علیزاده - رفتی
گلی میمیرد تا عشقی به وجود آید، پس از مدت ها عشق میآید تا نهالی سبز شود
در این صورت این گل با طراوت و زیبا برای همیشه پژمرده و پر پر می شود تا عشق
های ابدی و جاودانی باقی بمانند.
.........................
هانی
این وبلاگ از امروز ۳۱ فروردین ۱۳۸۴ که روز تولد هانی عزیزمه آغاز به کار کرد!
تولدت مبارک هانی جونم...!