کلاف!
کلاف سر در گم زندگیمو ، میشکافم
به عشق تو اونو دوباره از نو ، می بافم
حتی اگه این خونه زندون بشه ، می خندم
زندگیم از دست تو داغون بشه ، می خندم
میگذره این دلخوریا ، میگذره
عمر تو و من به خدا ، میگذره
اون که به ویرونی این خونه زد ، من بودم
زلف پریشون تو رو شونه زد ، من بودم
به فکر من باش که کسی رو جز تو ، ندارم
حوصله این همه تنهایی رو ، ندارم
...!
نوید...!
+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1384ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط نوید و هانی
|
